تبليغاتX
حرکت
تنها نمان به درد!
سلام

هر چند حضور عملی ندارم ولی به خدا هر چند وقت یک بار نظرات رو می خونم در ضمن ۵ تا از رسالات مهندس بازرگان رو خوندم بعضی هاشون رو هم خلاصه کردم ولی الان وقت ندارم بذارم تو وبلاگ چون فعلا کنکور دارم در ضمن چند روز پیش برای اولین بار سر قبر مهندس رفتم .  بعدا عکسها و زندگی نامه و در کل اطلاعات جامعی از ایشون براتون می ذارم.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 10:50  توسط کسی که می خواهد حرکت کند 

هی میگن اپ بشو اخه ادم باید با یه دست پر بیاد نه مثل ما .

مزیت این وب هم همینه که ادم مجبور میشه یه حرکتی به خودش بده نه اینکه تا دو تا حرف از دهن این و ان شنید بیاد بگه ولی هیچ پشتوانه ای نداشته باشه تازه من عجله ندارم نظراتتون رو می خونم قربون همتون .

خداحافظ- حرکت 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 20:56  توسط کسی که می خواهد حرکت کند  | 

همونطور که خدمتتون عرض کردم موضوع این وب بررسی روشنفکری دینی با نگاه ویژه به مهندس بازرگان هست که بعد از ایشان نوبت به سایرین نیز می رسد اما در راستای شناخت روشنفکری  بیان سخنی از ابراهیم گلستان شاید خالی از لطف نباشد: رو شنفکری که همواره یکی از اصول ان تغییر و حرکت به جلو هست مورد توجه اکثر نخبگانی بوده که در راه انقلاب اسلامی با مردم همگام می شود چیزی که ابراهیم گلستان در مصاحبه خود با مسعود بهنود گفت این بود که مردم انقلاب کردند و حکومت عوض شد اما دو چیز باقی ماند ۱.قلدری حکومت با شیوه و نمایی نوین ۲.فرو رفتن روشنفکران در منجلابی که خود هم نمی دانند چیست و در واقع اقای گلستان بر این باور هست که روشنفکران ما راه اشتباهی در پیش گرفتند.

بیان این موضوع برای من که تصمیم دارم روشنفکری و ان هم روشنفکری دینی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهم این حرف ها خیلی اهمیت داشت و موجب شد که بنده با نگاهی گسترده تر به این موضوع بپردازم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 20:4  توسط کسی که می خواهد حرکت کند  | 

سلام

همونطور که بهتون گفتم در طرح های مطالعاتی که انجام میشه مشاوره با افراد کاردان خیلی مهمه از این رو ۲ هفته پیش که هنوز دانشگاه بودم استاد علیزاده رو با خودروی جدید مگانش که فکر کنم با پول فروش کتابش به دست اورده بود دیدم چند دقیقه با هم گپی زدیم تا اینکه راجع به همین سیر مطالعاتی با اون حرف زدم و یکی از نکته هایی که ایشون گوشزد کرد این بود که جدیدا قبل از شروع و وارد شدن به بطن اثار یک شخصیت مقداری از سیر فکری ایشان را که توسط سایرین ارائه شده مطالعه می کنند در همین راستا مقداری مطالعه و بهتر بگم دیدگاه سایرین رو نسبت به مهندس بازرگان خوندم.از این قضایا که بگذریم یه سر به کتابفروشی محمدی شیراز زدم و دیدم که مجموعه کامل اثار مهندس ۸۰۰۰۰۰ریال بود حساب پول کتابهای ارشد رو هم بکنید که میشه ۱۴۰۰۰۰۰ریال خودتون تا ته قضیه رو بخونید.لذا در پی عضو شدن یه کتابخونه هستم. اره دیگه راستی منتظر عکس دکتر علیزاده با ماشینش هم باشید.ولی نه حالا حالاها!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 18:51  توسط کسی که می خواهد حرکت کند  | 

مهندس بازرگان اثار و نوشته های زیادی دارند اما من به طور اخص به ان مجموعه اثاری که رد پایی از روشنفکری دینی  دیده میشود می پردازم چرا که مثلا اندسته از مقالات ایشان که راجع به مسائلی مثل ترمودینامیک هست و یا به نماز پرداخته ضرورتی ندارد.از ۸۷ اثری که در سایت ایشان ذکر شده تعداد اندکی از رده مطالعه خارج خواهد شد و ترتیب چگونگی(مهندسی) اثار نیز در دست مطالعه است .

۵۱ اثر از ۸۷ اثر انتخاب شده و از میان ۵۱ مورد منتخب چند مورد به جهت ارتباط بیشتر معرفی می شود.

۱.آثار عظیم اجتماع

۲.اسلام مكتب مبارز و مولد

۳.انتظارات مردم از مراجع

۴.اول به ‌فكر ايران ! دوم به‌فكر ايران !! سوم هم به‌‌فكر ايران !!!

و تعدادی اثر دیگر که البته ممکن است با مشورت بزرگان ترتیب مطالعه عوض شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 16:16  توسط کسی که می خواهد حرکت کند  | 

زماني که با زمانه خويش نساختي و با مسند نشينان و فرمانبران ايشان کنار نيامدي و آنچه را جاهلان مي گويند ، جاهلانه باز نگفتي ، لاجرم به تبعيد ابدي گرفتار خواهي شد. حتي اگر جسمت در کنج منزلي در شهري ساکن باشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 21:9  توسط کسی که می خواهد حرکت کند  | 

یک سخن از مهندس

:تخصص چیز بسیار خوب بلکه ضروری زندگی اجتماع متمدن است.

البته ایشون در ادامه در کنار تخصص ضرورت کنکاش در دین و تاریخ را برای هر فردی در کنار ان تخصص لازم می داند.سخنرانی مهندس در جمع انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران سال ۱۳۳۸ مبعث رسول اکرم.از "کتاب مسلمان اجتماعی و جهانی"

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 18:35  توسط کسی که می خواهد حرکت کند  | 

متن زیر که از لوئی پاستور هست در روند و سیر فکری من خیلی تأثیر گذاشته گفتم شاید به درد شما هم بخوره.

در هر حرفه ای که هستید نه اجازه دهید که به بد بینی های بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تأسف بار که برای هر ملتی پیش می اید شما را به یأس و نا امیدی بکشاند.

در ارامش حاکم بر ازمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید؛نخست از خود بپرسید :"برای یادگیری و خود اموزی چه کرده ام ؟"سپس همچنان که پیش می روید،از خود بپرسید :"من برای کشورم چه کرده ام ؟" و این پرسش را انقدر ادامه بدهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که"شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته اید"اما هر پاداشی که زندگی به تلاش هایمان بدهد یا نه ،هنگامی که به پایان تلاش هایمان نزدیک می شویم هر کداممان باید حق ان را داشته باشیم که با صدای بلند بگوییم:"من هر انچه در توان داشته ام را انجام داده ام."

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 21:37  توسط کسی که می خواهد حرکت کند  | 

هر وقت از مهندس بازرگان حرفی به میون میاد دل من هم یه جورایی ابری میشه .دنیا شده تخصص گرایی ما هم دیگه نمی تونیم همه چی دان بشیم پس از این به بعد کمتر از شعر و ادبیات و سینما و عکاسی و سیاست و تاریخ و ورزش با هم حرف بزنیم بیایم هر کدوممون یه چیز رو خوب خوب یاد بگیریم. راستی مگه این جمله حضرت علی رو نشنیدید که میگه :آنچه را کامل فرا نگرفته ای بازگو مکن

اگه عمری باقی بود رفیق من مهندس بازرگانه احساس می کنم طیف فکری من و ایشون یه جورایی شبیه به هم هست  اگه چیز جالبی بود واسه شما هم می نویسم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 10:9  توسط کسی که می خواهد حرکت کند  | 

هنوز یه چند روز از ابراز وجودم تو دنیای مجازی نگذشته بود که درد های بیکسی های من و هموطنام مثل پتک تو سرم بلوا کرد الان مجتبی میگه بریم ناهار .دانشجو بودن همینه دیگه !باید مثل ماشین باشی اگه الان اشتها نداشته باشی دیگه از دستت پریده. بعد از ظهر میام خدافظ.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 11:58  توسط کسی که می خواهد حرکت کند  |